واژه‌ی هفته‌ی پیشین

این بخش از مجله با همکاری آقای متین پویا برای شما عزیزان طراحی شده است.

کژدار و مریز

خوانش واژه

معادل فارسی واژه

در زبان روزمره، این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که فرد باید با سیاست، انعطاف و بدون ایجاد تنش، کارها را پیش ببرد و از فروپاشی یک رابطه یا موقعیت جلوگیری کند.

  • معادل‌های توصیفی: با احتیاط رفتار کردن، دست به عصا راه رفتن، با شرایط ساختن، لنگ‌لنگان پیش بردن کار، کژدار و مریز طی کردن.

ریشه‌ی واژه

«کج دار و مریز» (یا کژدار و مریز) اصطلاحی کنایی در زبان فارسی است که به معنای رفتار همراه با احتیاط، مدارا کردن با شرایط شکننده و حفظ وضع موجود بدون رسیدن به نقطه بحران است.

املای صحیح این عبارت «کژ دار و مریز» است و نوشتن آن به شکل «کج دار و مریض» (به معنای بیمار) یکی از غلط‌های املایی و برداشتی بسیار رایج است.

این عبارت از دو بخش فعل امری و نهی تشکیل شده است:

  • کج دار: فعل امر از مصدر «کج داشتن»، به معنای این است که ظرف را کج نگه دار.

  • مریز: فعل نهی از مصدر «ریختن» (نریز)، به معنای این است که اجازه نده محتویات ظرف بریزد.

معنای تحت‌اللفظی عبارت این است که «ظرف پر از مایعات را کج نگه دار، اما مراقب باش که حتی یک قطره از آن روی زمین نریزد». این تصویر، نشان‌دهنده‌ی یک موقعیت بسیار دشوار، متناقض و پرخطر است که برای حفظ تعادل در آن به مهارت، ظرافت و احتیاط فوق‌العاده‌ای نیاز است. شاعران کلاسیک فارسی نیز از این تصویر برای نشان دادن جبر و شرایط سخت روزگار استفاده کرده‌اند.


سیمین بهبهانی در یکی از غزل‌های خود عیناً از این اصطلاح بهره برده است:

عمرم همه با «کج‌دار و مریز»

طی شد به مدارا با پاییز...

مترادف واژه

مماشات، مدارا، محافظه‌کاری، احتیاط، نرمش، مسامحه، سازش‌پذیری، دفع‌الوقت.

متضاد واژه

بی‌گدار به آب زدن، تندروی، قاطعیت بی‌ملاحظه، سخت‌گیری، افراط، یک‌سره کردن کار (تصمیم‌گیری صفر و صدی و بدون انعطاف)

طیف واژه

اصطلاح «کژ دار و مریز» یک معنای ثابت و خشک ندارد، بلکه بسته به بستر گفتگو، روی یک طیف معنایی حرکت می‌کند:

  • طیف مثبت (مدیریت و خردمندی): به معنای مدیریت بحران، سیاست‌مداری و صبوری در برابر افراد بدقلق یا شرایط پیچیده است. در این حالت، فرد با مدارا جلوی یک آسیب بزرگتر را می‌گیرد (مثلاً: «با مدیر جدید فعلاً کژ دار و مریز رفتار کن تا قلق کار دستت بیاید»).

  • طیف میانه (محافظه‌کاری و بقا): به معنای دست به عصا راه رفتن در شرایط پرخطر اقتصادی، اجتماعی یا عاطفی است. جایی که فرد توان تغییر شرایط را ندارد و فقط سعی می‌کند با کمترین آسیب از بحران عبور کند.

  • طیف منفی (بلاتکلیفی و وقت‌کشی): گاهی این اصطلاح بار منفی پیدا می‌کند و به معنای استخوان لای زخم گذاشتن، دفع‌الوقت و زنده نگه داشتن مصنوعیِ یک وضعیت بدون حل ریشه‌ایِ مشکل است (مثلاً: «این کسب‌وکار دیگر سودده نیست، فقط داریم کژ دار و مریز جلو می‌رویم»).

عروض و قافیه واژه