۵ مرداد سال ۲۵۸۵ باستانی | -- آنلاین
۰۰:۰۰:۰۰
۲۷ ماه ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی

مقالات ادبی در بخش داستان کوتاه

جستجو و مطالعه‌ی جدیدترین و پربازدیدترین مطالب این بخش

جدیدترین مطالب
  • جدیدترین مطالب
  • پربازدیدترین مطالب
  • قدیمی‌ترین مطالب
۱۶ مقاله یافت شد
داستان کوتاه تالا
👁 ۱,۲۵۳ | ❤️ ۱۳۳ | 💬 ۱

تالا

در مجمع‌الجزایری که گویی پروردگار مشتی یاقوت قرمز را بر پهنه‌ی لاجوردی اقیانوس آرام پاشیده است، در کرانه‌های د...

داستان کوتاه عشق جامانده
👁 ۱,۲۵۶ | ❤️ ۷۰ | 💬 ۳

عشق جامانده

از آن شب، زمان دیگر مانند گذشته حرکت نمی‌کند.شهر در دود و هراس فرو می‌رود . خیابان‌هایی که روزی بوی نان تازه و...

داستان کوتاه ویدا
👁 ۳۹۵ | ❤️ ۵۴ | 💬 ۰

ویدا

فصل اول پلک‌هایش را با تقلایی جان‌فرسا از هم گشود. نفس در سینه‌اش حبس شده بود؛ بار گرانی بر قف...

داستان کوتاه آناستازیا
👁 ۱,۶۴۴ | ❤️ ۳۴ | 💬 ۴

آناستازیا

پنجشنبه، هفتم آگوست. هامبورگ؛ شهری در شمال آلمان. شهری که زیبایی‌اش پاریس و هوایش شهر همیشه بارانیِ رشت د...

داستان کوتاه ایران بانو
👁 ۱,۲۱۳ | ❤️ ۳۴ | 💬 ۱

ایران بانو

باران، سه شب بود که از بام‌های تهران پایین نمی‌رفت. کوچه‌ها بوی دود، خون و خاک خیس‌خورده م...

داستان کوتاه جنون
👁 ۲,۲۵۷ | ❤️ ۳۱ | 💬 ۴

جنون

امروز سوّمین روزی است که هوا گرفته و ابری است. آسمان گاهی می‌بارد و زمانی آفتابی می‌شود. آخرین روزها...

داستان کوتاه انگشت اشاره
👁 ۱,۴۷۲ | ❤️ ۲۱ | 💬 ۰

انگشت اشاره

هوا بوی نا و باروت کهنه می‌داد. «ملوک» پشت پنجره‌ای که شیشه‌اش با نوارچسب‌های ...

داستان کوتاه غروب لعنتی
👁 ۲,۵۲۹ | ❤️ ۲۷ | 💬 ۰

غروب لعنتی

«از هستی فرسوده ام به ستوه آمده ام. از سرسبزی رنگ و رو رفته‌ام که اکنون به زمستانی سرد و عبوس رسیده...

داستان کوتاه بوم آخر
👁 ۱,۲۶۱ | ❤️ ۱۷ | 💬 ۱

بوم آخر

باران آرام میبارید، نه آنقدر که خیابان را بشوید، فقط آنقدر که همه‌چیز را خیس و لغزنده کند. آسفالت برق میز...

داستان کوتاه بوی گرم سمنو
👁 ۱,۲۰۰ | ❤️ ۲۹ | 💬 ۲

بوی گرم سمنو

بوی گرم سمنو در اتاق پیچیده بود؛ بویی شبیه خاطره‌ای که از دل سال‌ها عبور کرده و هنوز راهش را گم نکرد...

داستان کوتاه میهن
👁 ۱,۵۰۲ | ❤️ ۲۱ | 💬 ۴

میهن

آسفالت هنوز گرمِ روز بود که گونه‌اش را لمس کرد، اما همان گرما در یک چشم‌برهم‌زدن سرد شد. نه به خاطر هوا؛ به خا...

داستان کوتاه شور مدام
👁 ۲,۴۷۸ | ❤️ ۲۱ | 💬 ۲

شور مدام

هرگز شهر“بانه‌وره“ را ندیده‌ام چه برسد به ”میگوره“ که زیستگاه ییلاقی بانه&zw...

داستان کوتاه توجه، خدا می‌شنود
👁 ۳,۳۴۵ | ❤️ ۱۵ | 💬 ۱

توجه، خدا می‌شنود

افرائیم کیشون (۲۰۰۵–۱۹۲۴) از ‌طنزپردازان بزرگ اسرائیلی بود که شهرت او نه‌تنها به مرزهای کشورش ...

...

⏳ در حال کاوش در دیتابیس...