۵ مرداد سال ۲۵۸۵ باستانی | -- آنلاین
۰۰:۰۰:۰۰
۲۷ ماه ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی

خالقان اثر در هم‌داستان

با نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران مجله آشنا شوید.

دکتر عبدالرضا عشقی‌پور
دکتر عبدالرضا عشقی‌پور
برای من، حرکت در مسیر یک هدف روشن و پیروی از برنامه‌ای منسجم و ساختارمند، نه‌تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی بنیادین در زندگی حرفه‌ای است. با این حال، من و همکارانم همواره از انعطاف‌پذیری لازم برخوردار بوده‌ایم تا خود را با شرایط متغیر، نیازهای روز و چالش‌های پیشِ رو هماهنگ سازیم و در هر موقعیت، بهترین راهکار ممکن را برگزینیم. در نگاه من، ارزش‌های محوری یک فعالیت حرفه‌ای تنها به علاقه عمیق به فناوری محدود نمی‌شود؛ بلکه مسئولیت‌پذیری مستقیم، تعهد مستمر به یادگیری و ارتقای دانش، و نیز مشارکت مؤثر در یک تیم متخصص و همدل، از ارکان اساسی موفقیت و رشد پایدار به شمار می‌آیند. شاید از همین رو باشد که در کنار تحصیلات دانشگاهی و اشتغال تمام‌وقت، بنیان‌گذاری و مدیریت یک شرکت شخصی را نیز بر عهده گرفته‌ام. این تجربه، روحیه تلاش مستمر، عملکرد در سطح بالا و توانایی فعالیت مؤثر در شرایط فشرده و محدودیت‌های زمانی را به بخشی جدایی‌ناپذیر از شخصیت حرفه‌ای من تبدیل کرده است. اگر بخواهم از انگیزه‌های درونی خود سخن بگویم، باید اذعان کنم که حضور و فعالیت من در عرصه فناوری اطلاعات، بیش از هر چیز، این حقیقت را برایم آشکار ساخته است که این حوزه با روحیه نوآور، آینده‌نگر و جست‌وجوگر من هم‌خوانی عمیق دارد. فناوری برای من صرفاً یک حرفه نیست؛ بلکه بستری برای خلق ایده‌های نو، گشودن افق‌های تازه و مشارکت در شکل‌دهی به آینده است. آرزوی من آن است که همواره بر دامنه دانش و تجربه خود بیفزایم و توانایی‌ها، اندیشه‌ها و ایده‌های خلاقانه‌ام را در خدمت سازمانی پویا و مدرن قرار دهم؛ سازمانی که با نگرشی آینده‌محور، زمینه‌ساز رشد متقابل، نوآوری مستمر و دستیابی به چشم‌اندازهای الهام‌بخش باشد.
۳۶ مقاله
۱,۲۹۸ لایک
۵۹,۲۱۵ بازدید
مشاهده پروفایل
گروه تحریریه هم‌داستان
گروه تحریریه هم‌داستان
هر داستان نقطهٔ آغازی دارد. این داستان برای ما در بعدازظهری نیمه‌تاریک رقم خورد. دور میزی که خواب‌های روشنی برایمان دیده بود. کودکی عزیز پیش رویمان بود که برای بزرگ‌کردنش، اندکی امید نیاز داشتیم و بسیاری دل و دل و دل. خودِ آفریده امیدبخش بود پس دل گذاشتیم. آنچه پیش روی شماست، حاصل هم‌دلی است و دعوت‌نامه‌ای برای هرکه هم‌داستان ماست. ما میزبان فروتن چراغ‌افروزانیم. شک نداریم بهار و روشنی، زورش به هرچه بی‌حاصلی و ظلمت می‌چربد. هم‌داستان با اعتماد و همراهی نویسندگانی از ایران و افغانستان و جهان نخستین شماره‌اش را به دست‌ها و چشم‌هاتان رسانده است. نیک می‌دانیم که این جوانهٔ بهاری تا بالندگی و کمال راه بسیار دارد از این‌رو راه‌های ارتباطی برای تبادل و دریافت نظرات باز است تا مسئولیت فرهنگی یکایک ما در پویایی آنچه متعلق به همهٔ اندیشمندان و دغدغه‌مندان هم‌زبان است؛ به سرانجام برسد. حمایت از مستعدان بی‌رسانه، تلاش برای ایجاد چندصدایی، تأکید بر تفکر تحلیلی و‌ نقدهای سازنده، توجه به استانداردهای محتوایی و فنی، ارج‌نهادن به بزرگان اثرگذار و بسیاری ارزش‌های مشترک دیگر، شاکلهٔ این جمع کوچک را پی ریخت؛ جمعی که امیدواریم پیوسته جان‌دارتر و غنی‌تر شود.
۲۷ مقاله
۶۳۰ لایک
۵۰,۳۲۳ بازدید
مشاهده پروفایل
احمد حسینی
احمد حسینی
دکتر پتر شوت دوست شاعر و نویسنده‌ام علیرغم تمام اختلاف فکریی که با هم داریم، بارها در مورد من چیزهایی نوشته و خوب و بد مرا بر ملا کرده است. گفته است که من در ایران متولّد شده‌ام و در منطقه St. Georg در آلمان، جاییکه ملّیتهای زیادی از سراسر جهان در صلح و آرامش در کنار هم بسر می‌برند، زندگی و کار می‌کنم. نوشته است که ده ها سال در کارگاه نویسندگی‌اش شرکت کرده‌ام و تمام نوشته‌ها و نامه‌نگاری‌هایمان را جمع‌آوری و برای نگهداری به کتابخانه‌ی مرکزی هامبورگ سپرده است. او معتقد است که من در زمینه‌های مختلفی از استعداد نسبتاً خوبی برخوردارم و بیشتر از آنکه حرف بزنم فکر می‌کنم. این حرفهایی است که او در مورد من گفته است. آلمانیها اهل مبالغه نیستند!
۱۵ مقاله
۵۸۱ لایک
۲۴,۷۴۲ بازدید
مشاهده پروفایل
هدیه رحمت‌نژاد
هدیه رحمت‌نژاد
نویسنده
۹ مقاله
۲۷۰ لایک
۱۱,۱۴۶ بازدید
مشاهده پروفایل
د
دکتر کیومرث آرزومند
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۷ مقاله
۱۶۰ لایک
۱۴,۱۷۳ بازدید
مشاهده پروفایل
ن
نظیفه حبیبی
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۷ مقاله
۱۵۱ لایک
۷,۷۲۳ بازدید
مشاهده پروفایل
ط
طیبه تیموری‌نیا
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۵ مقاله
۱۱۵ لایک
۷,۶۴۶ بازدید
مشاهده پروفایل
شکیبا تهرانی
شکیبا تهرانی
مرا شکیبا نامیدند؛ دختر دامنه‌های البرز، جایی که چشمان سبزم از عمق جنگل‌های هیرکانی الهام می‌گرفت. از همان کودکی، گوشم به جای ترانه‌های کودکانه، به نجوای باد در میان شاخساران و افسانه‌هایی که مادربزرگم از تمدن‌های خفته در خاک می‌گفت، باز بود. پلیور زرد خردلی‌ام، یادآور خورشید صبحگاهی است که بر روی میز تحریرم می‌تابد؛ درست در همان لحظاتی که با قلمی از جنس امید، واژگان را به رقص درمی‌آورم. موهای بلند و مواجم، راویِ داستانی بی‌پایان از سفرها و رویاهایم است که هرگز به پایان نمی‌رسد. از آنجا که تشنه‌ی حقیقتم، قلمم را به ترازوی عدالت تبدیل کردم و از میان گرد و غبار روزمرگی، به جستجوی صداهای خاموش رفتم. من روزنامه‌نگاری هستم که تنها به گزارش رویدادها بسنده نمی‌کنم، بلکه روحِ تپنده‌ی آن‌ها را نیز درک می‌کنم. اما جهان مادی برای روح پروازگرم کافی نبود؛ پس به شعر پناه بردم. غزل‌هایم، همچون روزنه‌ی نوری در تاریکی، از عشق، فقدان و تولدی دوباره می‌گویند. داستان‌هایی خلق کرده‌ام که در آن‌ها، گذشته و آینده در یک لحظه به هم پیوند می‌خورند. امروز من، با همین لبخند گرم و آشنا، معماری هستم که با خشتِ واژگان، قصرهای رویا برای شما می‌سازد؛ روزنامه‌نگاری هستم که تا پای جان به حقیقت وفادار مانده و شاعری که آوازش، از جنس نور در مسیر باد است.
۳ مقاله
۲۶۸ لایک
۲,۵۳۰ بازدید
مشاهده پروفایل
سونیا رحمت‌نژاد
سونیا رحمت‌نژاد
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۳ مقاله
۷۷ لایک
۲,۹۶۸ بازدید
مشاهده پروفایل
د
دکتر پرویز آرزو
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۳ مقاله
۷۵ لایک
۴,۶۲۵ بازدید
مشاهده پروفایل
د
دکتر مهتا بردبار
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۳ مقاله
۶۸ لایک
۳,۵۱۳ بازدید
مشاهده پروفایل
ملیندا اوبیسه
ملیندا اوبیسه
ملیندا هنرمند و کارآفرین افسانه‌ای اهل فیلیپین، نمادی از استقامت، عشق و پیروزی نور بر تاریکی است. او در دهکده‌ای کوچک و فقیرنشین در حاشیه‌ی اقیانوس آرام چشم به جهان گشود. ملیندا در سال‌های نخستین زندگی‌اش، به عنوان غواص مروارید با خشم طبیعت و فقر مطلق دست‌وپنجه نرم می‌کرد. پس از آنکه یک طوفان حاره‌ای ویرانگر، تمام هستی او و همسرش (ماتئو) را در هم شکست، ملیندا به جای تسلیم شدن، راهی شگفت‌انگیز برای بقا یافت. او با جمع‌آوری صدف‌های خردشده و بازمانده‌های طوفان، شروع به خلق آثار هنری بی‌نظیری کرد. هنر او که بازتابی از ایمان عمیق و عشق بی‌پایانش بود، به سرعت مرزهای دهکده را درنوردید و او را به هنرمندی شناخته‌شده در سطح بین‌المللی تبدیل کرد. ملیندا در سال‌های بعد، ثروت حاصل از هنر خود را وقف آموزش زنان و کودکان روستای خود کرد و «سان خوان» را از زاغه‌ای فراموش‌شده، به مهد هنر و امید تبدیل نمود. زندگی او، یادآور این حقیقت است که هیچ طوفانی نمی‌تواند ریشه‌های درهم‌تنیده‌ی عشق و ایمان را از جای برکند.
۲ مقاله
۲۵۹ لایک
۲,۵۰۷ بازدید
مشاهده پروفایل

...

⏳ در حال کاوش در دیتابیس...