واژه‌ی این هفته

این بخش از مجله با همکاری آقای متین پویا برای شما عزیزان طراحی شده است.

حَصاد

خوانش واژه

معادل فارسی واژه

درو، برداشت (محصول).

ریشه‌ی واژه

واژهٔ «حَصاد» (با تلفظ Hasād) ریشهٔ عربی دارد و از حروف اصلی «ح - ص - د» مشتق شده است. در زبان عربی، فعل «حَصَدَ» به معنای بریدن گیاه، درو کردن و چیدن محصول است. «حَصاد» به عنوان مصدر یا اسم، به معنای عمل درو کردن، فصل برداشت یا خودِ محصولِ دروشده به کار می‌رود.
توجه کنید که این واژه را نباید با «حَسَد» به معنای رشک و کینه‌توزی که از ریشهٔ «ح-س-د» است، اشتباه گرفت.

مترادف واژه

خرمن‌برداری، دروگری، غله‌چینی، چیدن.

متضاد واژه

کاشت، بذرپاشی، زرع، تخم‌افشانی.

طیف واژه

طیف واژگانی و شبکهٔ مفهومی:

  • هم‌خانواده‌های عربی (مشتقات): حاصِد (دروگر)، حَصید (گیاه دروشده / کنایه از نابودشده)، مِحصَد (داس / ابزار درو).

  • طیف معنایی مرتبط: کشاورزی، زراعت، داس، خرمن‌گاه، خوشه، غله، گندم‌زار، دهقان، ثمره.

عروض و قافیه واژه