۲۰ شهریور سال ۲۵۸۵ باستانی
۰۰:۰۰:۰۰
۱۱ ماه سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی

خالقان اثر در هم‌داستان

با نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران مجله آشنا شوید.

ف
فرشید تربیت
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۱ مقاله
۱۹ لایک
۹۳۵ بازدید
مشاهده پروفایل
ف
فرزانه فتحی
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۱ مقاله
۱۷ لایک
۱,۲۶۸ بازدید
مشاهده پروفایل
شکرالله آژینه
ش
شکرالله آژینه
شرح حالی برای این نویسنده ثبت نشده است.
۱ مقاله
۱۵ لایک
۲,۴۳۸ بازدید
مشاهده پروفایل
ملکا ملک آبادی
م
ملکا ملک آبادی
من ملکا‌ام. اینجا، جایی‌ست که آدم‌ها کمی بیشتر از آنچه در زندگی واقعی‌شان فرصت می‌کنند، حرف می‌زنند؛ جایی برای قصه‌هایی که شاید در هیچ خانه‌ای اتفاق نیفتاده باشند، اما بخشی از حقیقتِ آدم‌ها را با خودشان حمل می‌کنند. دنیای من از میان آدم‌ها می‌گذرد؛ از عشق‌هایی که همیشه به رسیدن ختم نمی‌شوند، از دلتنگی‌هایی که نامی ندارند، از خاطراتی که دست از سر آدم برنمی‌دارند و از سکوت‌هایی که گاهی از بلندترین فریادها شنیدنی‌ترند. گاهی روایت‌هایم آرام‌اند و گاهی تاریک؛ گاهی از عشق می‌گویند و گاهی از فقدان. اما همیشه چیزی در میانشان هست که مرا به نوشتن وامی‌دارد: آدم‌هایی که می‌خواهم دیده شوند، احساساتی که می‌خواهم شنیده شوند و قصه‌هایی که نمی‌خواهم در سکوت تمام شوند. اگر قرار باشد اینجا را با یک جمله معرفی کنم، می‌گویم: اینجا جهانِ ملکا‌ست؛ جایی میان آنچه اتفاق افتاده، آنچه می‌توانست اتفاق بیفتد و آنچه هیچ‌وقت جرئتِ اتفاق افتادن پیدا نکرد
۱ مقاله
۱۳ لایک
۲۲۰ بازدید
مشاهده پروفایل
فریده اکبری
ف
فریده اکبری
من متولد رشت، تحصیلات دکترا در رشته تکنولوژی، از سال ۹۸ در حوزه داستان فعال میباشم. داستان‌نویسی را در کلاس اساتید معروف ایرانی آموخته‌ام. برگزاری کلاس‌های داستان بازی، برای رشد و خلاقیت کودک و نوجوان از فعالیتهای مورد علاقه‌ام است.
۱ مقاله
۱۲ لایک
۱۴۳ بازدید
مشاهده پروفایل
آدارا مندس
آ
آدارا مندس
من آدارا مندس هستم؛ متولد ۱۹۹۹ در دل خیابان‌های باران‌خورده‌ی هامبورگ، با ریشه‌هایی که نیمی از آن‌ها از آفتاب گرم پرتغال جان گرفته و نیمی دیگر با نظم و سرمای آلمان قد کشیده است. از همان روزهای نوجوانی، وقتی خیلی زود فهمیدم دنیا منتظر رویاهای کسی نمی‌ماند، سکان زندگی‌ام را با دست‌های خودم به چنگ آوردم. شجاعت برای من نه یک شعار، بلکه تنها راه برای عبور از طوفان‌ها بود؛ بوم سفیدی که هر روز با رنگ‌های اراده و استقلال آن را نقاشی کردم. همین روحیه سرکش و جستجوگر مرا به دنیای بی‌مرز هنر کشاند و حالا که تحصیلات دانشگاهی‌ام را در این رشته به پایان رسانده‌ام، به دختری که در آینه نگاهم می‌کند لبخند می‌زنم؛ دختری که یاد گرفت ترس‌هایش را به رنگ و نور تبدیل کند و با شجاعتی آمیخته به هنر، خالق و معمارِ سرنوشتِ خویش باشد.
۱ مقاله
۲ لایک
۲۲ بازدید
مشاهده پروفایل

...

⏳ در حال کاوش در واژه‌نامه‌ها…