بوم آخر
نویسنده: هدیه رحمتنژاد باران آرام میبارید، نه آنقدر که خیابان را بشوید، فقط آنقدر که همهچیز را خیس و لغزنده کند. آسفالت برق میزد. نور چراغها در آب پخش میشد. خیابان انقلاب شلوغ بود، اما شل…
نویسنده: هدیه رحمتنژاد باران آرام میبارید، نه آنقدر که خیابان را بشوید، فقط آنقدر که همهچیز را خیس و لغزنده کند. آسفالت برق میزد. نور چراغها در آب پخش میشد. خیابان انقلاب شلوغ بود، اما شل…
شاعر: هدیه رحمتنژاد مردار عدالت گونه مردان زاغهای ذوق وار ذهن زود آزار مشکهای مشتوار مادران مهر تیغهای ترکه شکل تارکان تشنه تردید کاشفان کور کار از کف فرورده موبدان منطق مردان مشاطه…
نویسنده: جلیل شبگیر پولادیان این کنکاش را میخواهم با یادآوری این بیت درخشان ابوالمعانی بیدل که تعبیری زیبایی در باره شعر است آغاز کنم: بیدل سخنم کارگه حشر معانی است چون غلغله صور …
نویسنده: هدیه رحمتنژاد بوی گرم سمنو در اتاق پیچیده بود؛ بویی شبیه خاطرهای که از دل سالها عبور کرده و هنوز راهش را گم نکرده باشد. زن کنار سفرهی هفتسین نشسته بود. پیراهنی به تن داشت که رن…
نویسنده: احمد حسینی (سردبیر) دوستان، در آستانهی تحوّلی بزرگ قرار گرفتهایم. سرمای سخت زمستان کمکم قدرتش را از دست میدهد. زمستان سرد و سمج را وزش باد بهاری به مصاف آمده است. بهار در راه است …
نویسنده: دکتر مهتا بردبار از خطهی فردوسی و اخوان و محمدرضا شجریان زنی برخاست به نام “ایران” که خواست نام این سرزمین را بر لوح روزگار حک کند و تصویر زیبای کشور و مردمان نجیب را بر صفحهی تاری…
شاعر: دکتر مهتا بردبار از خودم دلگیرم اما از تو گاهی بیشتر بیدلیل افتادهام در اشتباهی بیشتر من فقط با خود به جنگ تنبهتن سر دادهام تو ولی لشگر کشیدی با سپاهی بیشتر خواستم در قصر آغوشم…
شاعر: لیلی غزل باز کن پنجره را تا نفسی تازه کنیم عشق را در شب تردید پر آوازه کنیم «باز کن پنجره را عطر بهار آمده است» خبرِ سبزِ «گلِ سرخ مزار» آمده است به سرم حال و هوای غزلت را دارم خواهش…