مردار عدالت گونه مردان
زاغ‌های ذوق وار ذهن زود آزار
مشک‌های مشت‌وار مادران مهر
تیغ‌های ترکه شکل تارکان تشنه تردید
کاشفان کور کار از کف فرورده
موبدان منطق مردان مشاطه
عارفان، عرفانشان در علف پیچیده و معروف
سازهای سوزناک سر به سازش باز ننشسته
کولیان بی‌کمر، کودن، کهن کاران کهتر کرده هم‌بستر
دادهای دودآورده ز هر درگه
آتش احساس یک آدم به آدم
نفرت ننگ نگین آدمی نامیده با نزهت
خوب رویان خدا نادیده خائن
این همان شعر شعور کاشف مرگ است با شهرت.