هم داستان میزبان فروتن چراغ افروزان


تو شبیه آفتابی، ابر می‌پوشد تو را
img

 

شاعر: دکتر مهتا بردبار

از خودم دلگیرم اما از تو گاهی بیشتر
بی‌دلیل افتاده‌ام در اشتباهی بیشتر
من فقط با خود به جنگ تن‌به‌تن سر داده‌ام
تو ولی لشگر کشیدی با سپاهی بیشتر
خواستم در قصر آغوشم عزیز من شوی
تو فقط در جست‌وجوِی قعر چاهی بیشتر
خیری از خوبی ندیدیم و به لطفَت باز هم
هی فرو رفتیم به گرداب گناهی بیشتر
کوره‌راهی در مسیر کعبه‌ام انداختی
ساختم با شعرهایم قبله‌گاهی بیشتر
تو به راه انقلاب شعر سنگ انداختی
با غزل‌هایم کشیدم شاهراهی بیشتر
صد پلنگ از چشم‌های من به دنیا آمده
تو به فکر یک پلنگِ پابه‌ماهی بیشتر
تل کاهَم، دود و آتش از دلم سر می‌کشد
تو پیِ سوزن در این انبار کاهی بیشتر
تو شبیه آفتابی، ابر می‌پوشد تو را
از تو دلگیرم ولی از ابر گاهی بیشتر
 

 

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.