هم داستان میزبان فروتن چراغ افروزان


پایان زمین، از مجموعه شعر "دو هستیِ من"
img

 

پایانِ زمین...

چون سیب کِرم‌خورده، زمین روزی
از شاخِ کهکشان به زمین افتد

از سیب چرخ‌خوردۀ سرگردان
کِرم است کَز یسار و یمین افتد

هم کرم‌های کوچک خشک‌اندام
هم آن جنابِ چاق‌ترین افتد

هم کرم‌های کوچۀ بی‌نانی
هم کِرم‌شاهِ کاخ‌نشین افتد

با کِرم‌های سرخ و سیاه آن روز
تاریخِ دردهای زمین افتد

یک عده با سلاح اتم، بخشی
با داغ جنگ‌ها به جبین، افتد

از «پنج عضو دایمِ» دنیاخوار
آن روز کرمِ بیش‌ترین افتد

هم ممکن است بیش‌ترین کرم از
اقلیم‌های شیخ‌نشین افتد

آن‌گه شهاب کوچکِ سرشوخی
بر روی کِرم‌های حزین افتد

آری زمین به علت بیماری
از بطن آسمان چو جنین افتد

این سیب کرم‌خورده به خود لرزد
وقتی به فکر روزِ پسین افتد

ای کهکشان! تو اسب فریبایی 
آدم چو موریانه ز زین افتد

آبی تکان نمی‌خورد از آبی
بر پینکِ زمانه نه چین افتد...

دکتر پرویز آرزو - از مجموعه شعر "دو هستیِ من"

۱۳۹۸ خورشیدی

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.