۱۲ آبان سال ۲۵۸۵ باستانی
۰۰:۰۰:۰۰
۳ ماه نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
۱۹۷مقاله‌ی منتشرشده
۲۴۹ هزاربار خوانده شده
۳۳۹نظر خوانندگان
۶۷عضو مجله
۶٬۲۹۵خواننده در ۳۰ روز اخیر

مجله هم‌داستان

داستان کوتاه

دختر و ستارگان دریایی

این داستان برگرفته از داستان «ستاره‌انداز» اثر لورن آیزلی (Loren Eiseley) است.مردی در روزی طوفانی کنار دریا قدم می‌زد. د...

دلنوشته

دیدار با نیچه

امروز داشتم از ایستگاه مرکزی رد می‌شدم تا به مرکز شهر بروم. در ایستگاه مرکزی هامبورگ، محل تردد انواع و اقسام ملت‌هاست. از سیاه‌پوس...

شعر و نثر

در آغوش آسمان

در دلِ عشقی بزرگ، در نقطه‌ی تلاقی صبر، در آغوش آسمان، افق بی‌کران شوق پدیدار می‌شود. و آبی شب‌های شورانگیز را در دلم زنده می...

داستان کوتاه

ایران بانو

باران، سه شب بود که از بام‌های تهران پایین نمی‌رفت. کوچه‌ها بوی دود، خون و خاک خیس‌خورده می‌دادند. دیوارها پر از شعارهایی بود که ن...

نقد و تحلیل

سردارِ بی‌تکرارِ مستطیلِ سبز

در بزرگداشت پرویز قلیچ‌خانی، اسطوره ابدی فوتبال ایران در تاریخ پرفراز و نشیب فوتبال ایران، نام‌های بزرگی آمده‌اند و رفته‌اند؛ ...

دلنوشته

چه کسی می‌گوید نترسیدیم؟

ما چون قبیله‌ای سرگردان هستیم، رنج‌ها و ترس‌هایمان را از شهری به شهری و از دیاری به دیاری می‌بریم. اما آفتاب از هر سمت که بتابد، س...

نقد و تحلیل

نقش کاریکاتور در بیداری جامعه و نگاهی به آثار «حمید آریارمن» به مناسبت روز جهانی زن

کاریکاتور هرگز تنها یک نقاشی اغراق‌آمیز برای خنداندن نبوده است؛ بلکه سلاحی است بُرنده در دست هنرمندانی که می‌خواهند تاریکی‌های سیا...

دلنوشته

بیضایی؛ فرزند شاهنامه و وجدان معاصر زبان فارسی

مواجهه با آثار استاد بهرام بیضایی برای بسیاری از ما صرفاً تجربه‌ی تماشای یک فیلم یا نمایش نبود؛ نوعی هم‌زمانی ذهنی بود که بی‌نیاز ...

داستان کوتاه

نردبان

تازه‌های داستان و پاورقی

مشاهده آرشیو کامل ←
نردبان
👁 ۳۲ | ❤️ ۲ | 💬 ۰

نردبان

بازنویسی به تاریخ: دوازدهم آبان ۲۵۸۵ باستانی برابر با سوم نوامبر ۲۰۲۶ میلادیکامران را از سال‌ها قبل می‌شناختم؛...

شعله‌های ناسپاسی
👁 ۲۲۹ | ❤️ ۵ | 💬 ۰

شعله‌های ناسپاسی

زنده‌ياد اسماعیل مهرتاش در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچه‌ای ساخته ...

برونی
👁 ۱۳۵ | ❤️ ۷ | 💬 ۴

برونی

باران، خیابان را به آینه‌ای شکسته تبدیل کرده بود. برونی پوشه سیاهش را زیر پالتو نگه داشت ...

آلما
👁 ۱۷۸ | ❤️ ۲ | 💬 ۰

آلما

آلما بعضی صبح‌ها با این فکر بیدار می‌شد که چیزی را فراموش کرده. نه اسم کسی را، نه قرار مهمی را. ...

آرزو
👁 ۲۵۷ | ❤️ ۱۰ | 💬 ۲

آرزو

سال‌هاست همین‌جا ایستاده‌ام؛ کنار پنجره‌ای که دختری تنها به‌اسم آرزو به من نگاه می‌کند. من روزی شاخه‌...

فراموشی
👁 ۲۳۸ | ❤️ ۹ | 💬 ۲

فراموشی

بازنویسی در تاریخ: چهارم آبان سال ۲۵۸۵ باستانی برابر با بیست‌وششم ماه اکتبر سال ۲۰۲۶ میلادیهر روز سپیده ...

نمایش اقتدار
👁 ۱۵۸ | ❤️ ۴ | 💬 ۰

نمایش اقتدار

معاون خارج‌رفتهٔ ما، زمانی که جلسهٔ کمیته داریم، غالباً سه‌شنبه‌ها در اداره نمایش اقتدار را اجرا می‌ک...



میز آگورا
میزهای فعال آگورا
در حال حاضر هیچ میز فعالی وجود ندارد.

...

⏳ در حال کاوش در واژه‌نامه‌ها…