۱۶ آبان سال ۲۵۸۵ باستانی
۰۰:۰۰:۰۰
۷ ماه نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
۱۹۹مقاله‌ی منتشرشده
۲۵۱ هزاربار خوانده شده
۳۴۷نظر خوانندگان
۶۷عضو مجله
۶٬۶۹۴خواننده در ۳۰ روز اخیر

مجله هم‌داستان

دلنوشته

دیدار با نیچه

امروز داشتم از ایستگاه مرکزی رد می‌شدم تا به مرکز شهر بروم. در ایستگاه مرکزی هامبورگ، محل تردد انواع و اقسام ملت‌هاست. از سیاه‌پوس...

داستان کوتاه

فراموشی

بازنویسی در تاریخ: چهارم آبان سال ۲۵۸۵ باستانی برابر با بیست‌وششم ماه اکتبر سال ۲۰۲۶ میلادیهر روز سپیده دم از خواب بر می...

بررسی و کاووش

آیا ما انتخاب می‌کنیم، یا تکامل به‌جای ما انتخاب کرده است؟

تصور کنید پشت ویترین یک کافی‌شاپ ایستاده‌اید. ده‌ها انتخاب پیش رویتان است: اسپرسو، آمریکانو، لاته، موکا... شما یکی را انتخاب می‌کن...

داستان کوتاه

مادرم چی؟

هوا ابری و دلگیر بود. آخرین روز ماه دی، یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام فرا رسیده بود. زندگی برایم شبیه کابوسی ش...

نقد و تحلیل

زبان بی‌سرزمین ادبیات تبعید

در تاریخ بشر، نویسندگانِ تمام دوران‌ها و ملت‌ها مجبور بوده‌اند بخش‌های بزرگی از زندگی خود را در تبعید بگذرانند. ...

بررسی و کاووش

انرژی نوترینو؛ انقلابی خاموش در جهان انرژی

بررسی مکانیک کوانتومی، علم مواد و چشم‌اندازهای فناوری نوترینوولتاییک در دورانی که بحران فزاینده‌ی انرژی و...

دلنوشته

نوشته‌ای که قرار بود دیشب منتشر شود

عزیز خارج از وطنِ طرفدارِ صلحم، سلام. تویی که در هوای پاک برلین یا اسلو یا تورنتو یا هرجای دیگری نشسته‌ای و داری راجع به حماقت، ب...

معرفی ادیب

فریدون توللی؛ شاعر نو و سپید آزادی‌خواه

فریدون توللی (۱۲۹۸–۱۳۶۴) یکی از شاعران برجسته و کمتر شناخته‌شده معاصر ایران است که در شعر نو و سپید، صدای آزادی‌خواهی و اعتراض به ...

تازه‌های داستان و پاورقی

مشاهده آرشیو کامل ←
حوا در بهشت
👁 ۱۲۴ | ❤️ ۶ | 💬 ۰

حوا در بهشت

من «حوا» هستم؛ قهرمانِ بی‌توقفِ بازی «حوا در بهشت». تمام دنیای من برای سال‌ها، دویدن در یک مسیر پیکسل...

نردبان
👁 ۱۹۴ | ❤️ ۹ | 💬 ۶

نردبان

بازنویسی به تاریخ: دوازدهم آبان ۲۵۸۵ باستانی برابر با سوم نوامبر ۲۰۲۶ میلادیکامران را از سال‌ها قبل می‌شناختم؛...

شعله‌های ناسپاسی
👁 ۲۷۱ | ❤️ ۶ | 💬 ۰

شعله‌های ناسپاسی

زنده‌ياد اسماعیل مهرتاش در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچه‌ای ساخته ...

برونی
👁 ۱۴۸ | ❤️ ۷ | 💬 ۴

برونی

باران، خیابان را به آینه‌ای شکسته تبدیل کرده بود. برونی پوشه سیاهش را زیر پالتو نگه داشت ...

آلما
👁 ۲۰۴ | ❤️ ۲ | 💬 ۰

آلما

آلما بعضی صبح‌ها با این فکر بیدار می‌شد که چیزی را فراموش کرده. نه اسم کسی را، نه قرار مهمی را. ...

آرزو
👁 ۲۸۲ | ❤️ ۱۱ | 💬 ۲

آرزو

سال‌هاست همین‌جا ایستاده‌ام؛ کنار پنجره‌ای که دختری تنها به‌اسم آرزو به من نگاه می‌کند. من روزی شاخه‌...



میز آگورا
میزهای فعال آگورا
در حال حاضر هیچ میز فعالی وجود ندارد.

...

⏳ در حال کاوش در واژه‌نامه‌ها…