۱۴ شهریور سال ۲۵۸۵ باستانی
۰۰:۰۰:۰۰
۵ ماه سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
۱۶۷مقاله‌ی منتشرشده
۲۳۹ هزاربار خوانده شده
۲۸۶نظر خوانندگان
۵۶عضو مجله
۲٬۸۷۷خواننده در ۳۰ روز اخیر
داستان کوتاه

نگهبان گُل خفته

منتظر نشسته روی نیمکتی که باران، شب قبل، رویش یادگاری نوشته است. دست می‌کشد به قطرات آب. چند قطره را هُل می‌دهد سمت هم که بشوند...

داستان کوتاه

امید

زمستان سال ۱۹۴۴، آسمان خاکستری اروپا بوی باروت، اندوه و جدایی می‌داد. قطارهای باری، انسان‌های بی‌گناه را به سوی سرنوشتی ت...

داستان کوتاه

وعده‌ی فال

سرگردان در همهمه‌ی خیابان راه می‌رفت. نگاهش به پایین دوخته شده بود که مبادا پایش را روی خطوط موزاییک‌ها بگذارد. حداقل این...

داستان کوتاه

صدف‌های پوران

نگاهش روی دانه قرمز دستم ثابت ماند، سریع چشمش را برگرداند. پول خریدم را واریز کردم و در را محکم بستم. به این نگاه‌ها عادت...

معرفی هنرمند

جان مالکوویچ، مردی فراتر از نقاب یک شرور

وقتی نام «جان مالکوویچ» (John Malkovich) به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویری از یک شخصیت عجیب، مرموز، و اغلب شرور د...

ورزش‌های رزمی

محمد علی؛ شاعرِ عصیان و رقصنده‌ای بر لبه‌ی تاریخ

روز بیستم ماه می، هشتاد هزار نفر در استادیوم کینشاسا یک‌صدا فریاد می‌زدند: «علی، بومایِ!» (علی، او را بکش!). شبِ...

داستان کوتاه

استعفای قلب

«دیگه گندشو درآوردی. کُشتی منو از بس که اذیتم می‌کنی. خجالتتم نمی‌کشه. خودت چجوری این همه درد رو می‌کشی که توقع داری من ت...

داستان کوتاه

ونوس دختر امید

امیدی که هرگز رنگ نباخت. روزی روزگاری دختری به نام ونوس بود که رویاهایی بسیار بزرگتر از شرایط زندگی‌اش در...

داستان کوتاه

نگهبان گُل خفته

داستان کوتاه

امید

تازه‌های داستان و پاورقی

مشاهده آرشیو کامل ←
نگهبان گُل خفته
👁 ۲۱ | ❤️ ۱ | 💬 ۰

نگهبان گُل خفته

منتظر نشسته روی نیمکتی که باران، شب قبل، رویش یادگاری نوشته است. دست می‌کشد به قطرات آب. چند قطره را هُل می...

امید
👁 ۱۱۷ | ❤️ ۷ | 💬 ۰

امید

زمستان سال ۱۹۴۴، آسمان خاکستری اروپا بوی باروت، اندوه و جدایی می‌داد. قطارهای باری، انسان‌های بی‌گناه...

وعده‌ی فال
👁 ۱۲۷ | ❤️ ۱۲ | 💬 ۶

وعده‌ی فال

سرگردان در همهمه‌ی خیابان راه می‌رفت. نگاهش به پایین دوخته شده بود که مبادا پایش را روی خطوط موزاییک‌...

صدف‌های پوران
👁 ۱۳۱ | ❤️ ۱۲ | 💬 ۲

صدف‌های پوران

نگاهش روی دانه قرمز دستم ثابت ماند، سریع چشمش را برگرداند. پول خریدم را واریز کردم و در را محکم بستم....



میز آگورا
میزهای فعال آگورا
در حال حاضر هیچ میز فعالی وجود ندارد.

...

⏳ در حال کاوش در واژه‌نامه‌ها…