۳ آبان سال ۲۵۸۵ باستانی
۰۰:۰۰:۰۰
۲۵ ماه اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
۱۹۲مقاله‌ی منتشرشده
۲۴۵ هزاربار خوانده شده
۳۲۴نظر خوانندگان
۶۷عضو مجله
۳٬۸۷۱خواننده در ۳۰ روز اخیر

مجله هم‌داستان

بررسی و کاووش

هوش‌مصنوعی و مسئله ناویر-استوکس

بررسی جامع فیزیک سیالات، چالش‌های ریاضی و حواشی علمی پیشرفت‌های اخیر در حوزه هوش‌مصنوعی، مرزهای علوم...

داستان کوتاه

من هم سرباز سرهنگ ایلیچ بودم

صدای ترمز و بوق کش‌دار شنیده شد. بوی لاستیک ساییده‌شدهٔ روی آسفالت بلند شد. پارکینگ مرکز خرید زاگرب پر بود از خودروهای رنگ‌و‌وارنگ...

شعر و نثر

پایان زمین، از مجموعه شعر "دو هستیِ من"

پایانِ زمین... چون سیب کِرم‌خورده، زمین روزیاز شاخِ کهکشان به زمین افتد از سیب چرخ‌خوردۀ سرگردانکِرم است کَز یسار و یمین افتد ه...

شعر و نثر

در نگاه تو

دربرابر نگاه توست که دلم را باز کرده‌ام. من نورِ خورشید را در نگاه آسمان می‌بینم و... همهٔ رنگ‌ها در نور لبخند تو پیدا می‌ش...

معرفی کتاب

معرفی کتاب؛ عصبیت و رشد آدمی: تلاش در بازیافتن اصالت خود

نوشته: کارن هورنای، ترجمه: محمدجعفر مصفا عصبیت و رشد آدمی: تلاش در بازیافتن اصالت خود Neurosis and Human Growth: The Struggle...

شعر و نثر

دل تنگی

تو هم چون من پریشانی،دلت تنگ است، می‌دانمدر این تنگنایِ خاموشِغریبِ حسرتِ یک درددر این کاشانه‌ی غربتچو من، هر ذره‌ ویرانیدلت تنگ ا...

نظرات، آرا و عقاید

اتحاد علیه سیاهی و میثاقی ملّی؛ به مثابه قبول دستان تو در دستان من

گوینده: مریم ثابت‌نیا در پیشگاهِ پرهیبت تاریخ، آنجا که واژه‌ها در برابر عظمتِ رنج یک ملت تسلیم می‌شوند و قلم در دستِ حق‌طلب‌ها می...

داستان کوتاه

جنون

امروز سوّمین روزی است که هوا گرفته و ابری است. آسمان گاهی می‌بارد و زمانی آفتابی می‌شود. آخرین روزهای ماه آوریل را سپری می‌کنیم. د...

تازه‌های داستان و پاورقی

مشاهده آرشیو کامل ←
برونی
👁 ۵۱ | ❤️ ۴ | 💬 ۰

برونی

باران، خیابان را به آینه‌ای شکسته تبدیل کرده بود. برونی پوشه سیاهش را زیر پالتو نگه داشت ...

آلما
👁 ۵۳ | ❤️ ۲ | 💬 ۰

آلما

آلما بعضی صبح‌ها با این فکر بیدار می‌شد که چیزی را فراموش کرده. نه اسم کسی را، نه قرار مهمی را. ...

آرزو
👁 ۸۸ | ❤️ ۶ | 💬 ۱

آرزو

سال‌هاست همین‌جا ایستاده‌ام؛ کنار پنجره‌ای که دختری تنها به‌اسم آرزو به من نگاه می‌کند. من روزی شاخه‌...

فراموشی
👁 ۱۵۹ | ❤️ ۶ | 💬 ۲

فراموشی

هر روز سپیده دم از خواب بر می‌خیزم من آموزگار دبستان همین محله هستم و طبق عادت صبح‌ها زود بیدار می‌ش...

نمایش اقتدار
👁 ۱۰۶ | ❤️ ۴ | 💬 ۰

نمایش اقتدار

معاون خارج‌رفتهٔ ما، زمانی که جلسهٔ کمیته داریم، غالباً سه‌شنبه‌ها در اداره نمایش اقتدار را اجرا می‌ک...

جمعه‌ی نحس
👁 ۱۲۰ | ❤️ ۴ | 💬 ۰

جمعه‌ی نحس

مترجم: احمد حسینییک روز بعدازظهر، در راه بازگشت به خانه، با همسایه‌مان، آقای فلیکس سلیگ، روبه‌رو شدم ...

ملاله
👁 ۵۲ | ❤️ ۲ | 💬 ۰

ملاله

ملاله به کسی نگفته بود که شنا بلد نیست. بعد از اینکه به زحمت و با راهنمایی مربی قایق‌رانی‌اش، ...



میز آگورا
میزهای فعال آگورا
در حال حاضر هیچ میز فعالی وجود ندارد.

...

⏳ در حال کاوش در واژه‌نامه‌ها…