۱۷ آبان سال ۲۵۸۵ باستانی
۰۰:۰۰:۰۰
۸ ماه نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
۲۰۰مقاله‌ی منتشرشده
۲۵۳ هزاربار خوانده شده
۳۷۴نظر خوانندگان
۶۸عضو مجله
۶٬۷۵۴خواننده در ۳۰ روز اخیر

مجله هم‌داستان

دلنوشته

من اینجا منتظرت هستم

راستش را بخواهی، دقیق نمی‌دانم از کجا آغاز کنم و چه بگویم؛ فقط می‌دانم که می‌خواهم برای تو بنویسم. همیشه نوشتن ر...

معرفی هنرمند

جان مالکوویچ، مردی فراتر از نقاب یک شرور

وقتی نام «جان مالکوویچ» (John Malkovich) به میان می‌آید، ناخودآگاه تصویری از یک شخصیت عجیب، مرموز، و اغلب شرور د...

نقد و تحلیل

فصل دوم «اسکوئید گیم»: بازتابی از جامعه یا سرگرمی محض؟

مقدمه سریال «اسکوئید گیم» (Squid Game) نه تنها به‌عنوان اثری سرگرمی‌کننده، بلکه به‌عنوان آینه‌ای از جامعه مدرن و رفتارهای انسانی ...

نقد و تحلیل

نگاهی از زاویهٔ طبیعت به سهراب سپهری

به توصیهٔ دوست ادیبم، قرار شد مطلبی دربارهٔ اعجوبهٔ شعرِ نو، سهراب سپهری بنویسم. هرچه بیشتر فکر می‌کردم، کمتر چیزی قابل‌نوشتن به ذ...

داستان کوتاه

ونوس دختر امید

امیدی که هرگز رنگ نباخت. روزی روزگاری دختری به نام ونوس بود که رویاهایی بسیار بزرگتر از شرایط زندگی‌اش در...

بررسی و کاووش

بازتاب صدای زنان ایران و افغانستان در هشتم مارس، روز جهانی زن

روز جهانی زن، فرصتی است برای بازتاب صدای زنانی که سال‌هاست برای حقوق پایمال‌شده‌شان مبارزه می‌کنند. ایران و افغانستان دو کشور با پ...

بررسی و کاووش

اسپرانتو؛ زبانی ساده برای ارتباطی جهانی!

اولین باری که در فوریهٔ سال ۱۹۸۵ میلادی دربارهٔ زبان اسپرانتو شنیدم، بسیار کنجکاو شدم که بدانم این زبان چقدر ساده است. آیا همان‌گو...

شعر و نثر

روی زیبای ماه

روی زیبای ماهِ آسمان، دوبرابر شده است، در برکهٔ زلال عشق. تا فصل دروی بوسه با داس ولع، از لبان ماهِ آسمان، زمانی به بلن...

تازه‌های داستان و پاورقی

مشاهده آرشیو کامل ←
حوا در بهشت
👁 ۱۵۴ | ❤️ ۸ | 💬 ۲

حوا در بهشت

من «حوا» هستم؛ قهرمانِ بی‌توقفِ بازی «حوا در بهشت». تمام دنیای من برای سال‌ها، دویدن در یک مسیر پیکسل...

نردبان
👁 ۲۰۲ | ❤️ ۹ | 💬 ۶

نردبان

بازنویسی به تاریخ: دوازدهم آبان ۲۵۸۵ باستانی برابر با سوم نوامبر ۲۰۲۶ میلادیکامران را از سال‌ها قبل می‌شناختم؛...

شعله‌های ناسپاسی
👁 ۲۷۶ | ❤️ ۶ | 💬 ۰

شعله‌های ناسپاسی

زنده‌ياد اسماعیل مهرتاش در كودكی با کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچه‌ای ساخته ...

برونی
👁 ۱۴۹ | ❤️ ۷ | 💬 ۴

برونی

باران، خیابان را به آینه‌ای شکسته تبدیل کرده بود. برونی پوشه سیاهش را زیر پالتو نگه داشت ...

آلما
👁 ۲۰۷ | ❤️ ۲ | 💬 ۰

آلما

آلما بعضی صبح‌ها با این فکر بیدار می‌شد که چیزی را فراموش کرده. نه اسم کسی را، نه قرار مهمی را. ...



میز آگورا
میزهای فعال آگورا
در حال حاضر هیچ میز فعالی وجود ندارد.

...

⏳ در حال کاوش در واژه‌نامه‌ها…